سیر از زندگی میرفتم حالمو خوب کنم(منظورم میم میم ^_^ نیست)
میم صاد رو دیدم سرمو بردم جلو و چشمام گرد شد
دیدم خودشه براحتی سلام علیک کردم..
مرده بودم و صدام بم بود..
به بمی وویس قبلیم یا حتی بم تر..
اونم ۱۵ سالست صداش شبیه منه O_O به سن من برسه چی میشه[کرک هایش میریزد]
با همون صدا صحبت میکرد: - سلام
+ سلام
- تابستون تمرین میکردی زیرتر صحبت کنی باز بم شد؟
+ آره :(:
- چند ساله بم صحبت میکنی دیگه عادت کردی :)
+ بحث عادت نیست...
- راستی فردا میای مسجد؟
+ مسجد؟ O_O
- آره مسجد ****
+ آها مسجد **** آره میام
*هشت ساله میرم ولی اون موقع حتی نمیدونستم کی ام؛ غرق هشت سال پیش شده بودم*
(موقع نوشتن پست ثابت صدام خیلی زنده بود به حدی که هنوز باورم نمیشه...)
+ ادامه رمز داره.. خانما اگه کسی خواست بخونه رمز درخواست کنه
برچسب:
نویسنده: نرگس نجفی