خرید بک لینک
این هفته با کاپشنی که پنجشنبه هفته قبل خریده بودم به طرف مسجد رفتم. هوا با کاپشن خوب بود. ساعت هفت و ربع به مسجد رسیدم. دیدم پارچه های سیاه مسجد رو میکنند. شک کردم؛ کلاس تعطیل شده یا یه جای دیگه تشکیل شده؟ با شک رفتم تو و دیدم در سالن ته مسجد بازه. رحل و قرآن برداشتم و رفتم. به موقع رسیده بودم. استاد قرائت ها رو تحویل گرفت. یکی از بچه ها یکم اذیت کرد، استاد آخرین نفر ازش تحویل گرفت. یکی از بچه ها که قرائت سوره حجر استاد عبدالباسط رو کار کرده بود، مثل من قبل از ماه رمضان، آیه "وما خلقنا..." اولی رو با سومی قاطی کرده بود، اما راحت تر از من اصلاح شد. بعد از تحویل گرفتن قرائت ها، وقت ترتیل رسید. یکی از بچه ها کار داشت، رفت. استاد ترتیل رو شروع کرد. بعد از چند دقیقه، همونی که رفته بود برگشت و گفت کار پارچه های مسجد تموم شده. استاد رفت و دید هنوز کار ادامه داره.
جلسه عمومی در ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس نجفی تاريخ: يکشنبه 21 آذر 1395 ساعت: 21:44

صفحه بندی